شمس الدين محمد بن محمود آملي

مقدمه 15

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سلاطين كه مروج مذهب اماميه‌اند صوفى بودند و ترويج طريقت ميكردند و قاضى نور اللّه هم از اين طبقه عليه است . و آنچه از اخبار و آثار در ذم آنان آمده است مانند ذم اهل اجتهاد مقصود جماعتى خاصند كه از طريقه ائمه عليهم السلام اعراض و متابعت هوى و اوهام ميكردند و گرنه توحيد حقيقى و عشق به پروردگار و تهذيب نفس و تكميل سرّ - موافق آنچه از كتاب و سنت و اجماع و عقل منور بنور عرفان مستفاد گردد و اعمال ظاهرى شرع انور مراعات شود با متابعت ائمه دين عليهم السلام مذموم نيست . آرى ! اهل بدعت از هر طائفه مذمومند خواه صوفى و خواه ذاكر و خواه نحوى و خواه زاهد متقشف و ابن جوزى بنام تلبيس ابليس كتابى كرده است و بدعتهاى همه طوائف را آورده از جمله بدعتهاى متصوفه را . در اواخر عهد صفويه فساق و ظلمه ديوانى براى تقرب بسلطان اظهار تصوف ميكردند و هر كس مقرب ميشد بزرگترين القاب سلطانى او صوفى صافى ضمير بود با نامى مركب از اسم سلطان و قلى خان . اما چون تظاهر بصلاح براى نيل به دنيا باشد سبب بدنامى گردد : چو از قومى يكى بيدانشى كرد * نه كه را منزلت ماند نه مه را نه مىبينى كه گاوى در علفزار * بيالايد همه گاوان ده را جماعتى از علماء براى تنبيه فاسقان صوفى نما كتاب‌ها نوشتند تا مردم متشرع بطريق صحيح سالك شوند و متابعت جهّال نكنند چنان كه يكى از علماى عصر ما كتاب لؤلؤ مرجان براى تنبيه و تهذيب ذاكرين و اهل منبر تأليف كرد نه آنكه نعوذ باللّه مخالفت با اساس وعظ و ذكر مصائب اهل بيت كند و گروهى ديگر كه معاندند همين نقد و تنبيه را وسيله ذم شيوه مرضيه طائفه اثنا عشريه و اظهار حزن و اندوه بر مصائب آل محمّد ساختند نعوذ باللّه . فتحعلى شاه محبت مردم ايران را بسلاطين صفويه ميدانست چون دوران شيرين آنان انار اللّه برهانهم هنوز فراموش نشده بود و هر روز يكى از مشايخ متنفذ